علوم انسانی از دید ابنسینا:«النفس مرآة العقل الکلی» دیدگاهها، مبانی و کاربردهای معاصر
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که ابنسینا با ترکیب خلاقانهی ارسطوگرایی، نوافلاطونیسم و اسلام، نظامی منسجم فلسفی ساخته است که در آن نفس انسانی محور همهی تحقیقات علمی و اخلاقی قرار میگیرد. تمایز او میان عقل هیولانی، بالملکه، بالفعل و مستفاد، نظریهی نفس شناور (مرد معلق)، سلسلهمراتب وجود از واجبالوجود تا ممکنات، و رابطهی نفس با بدن همگی دستاوردهایی هستند که بر روانشناسی، فلسفهی ذهن، علوم اعصاب و جامعهشناسی معاصر تاثیر عمیقی گذاشتهاند. این مقاله همچنین انتقادهای معاصر به ابنسینا را از منظرهای فمینیستی، پستمدرن و علوم شناختی ارایه میدهد و ظرفیتهای بالقوهی اندیشهی او را برای مواجهه با چالشهای قرن بیستویکم ارزیابی میکند.
